دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷
ناپدید شدن شیطانی نوعروس پس از زندانی شدن داماد بی غیرت!
همه بدبختی های من به خاطر این است که نمی توانم به خواسته های دیگران «نه» بگویم. با آن که بارها مجازات های سختی را متحمل شده ام اما باز هم در برابر این کلمه آن قدر ضعیفم که زندگی و آینده ام را به تباهی کشانده ام. شاید روزی که برای اولین بار به پیشنهاد دوستان برای مصرف مواد مخدر Drugs یا خلافکاری های دیگر «نه» می گفتم امروز بهترین سال های عمرم را در زندان Prison سپری نمی کردم و ...

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،  جوان 35 ساله ای که در عملیات طرح ارتقای امنیت اجتماعی و العادیات و به جرم Crime سرقت Stealing توسط کارآگاهان اداره مبارزه با سرقت پلیس Police آگاهی خراسان رضوی دستگیر شده است در حالی که بیان می کرد باز هم با وسوسه های شیطانی دوستانم سابقه دیگری به کارنامه سیاه خلافکاری هایم افزوده شد در تشریح ماجرای زندگی اش گفت: در خانواده ای پرجمعیت به دنیا آمدم و در محله ای رشد کردم که بیشتر دوستانم به خلافکاری های شان افتخار می کردند و به قول معروف این کارها را نشانه ای از بزرگ شدنشان می دانستند.

هیچ کدام از 10 خواهر و برادرم نتوانستند دیپلم بگیرند و من هم هیچ وقت راهنمای درستی در زندگی نداشتم. سوم راهنمایی بودم که تحت تاثیر هم محله ای های بزرگ تر از خودم قرار گرفتم و ترک تحصیل کردم آن ها مدام از درآمدهای مالی خودشان سخن می گفتند و درس و مدرسه را بی ارزش می خواندند.

وقتی می دیدم آن ها به راحتی در قهوه خانه می نشینند و با پول خودشان قلیان می کشند یا یکدیگر را به صرف چای و کشیدن سیگار دعوت می کنند من هم برای آن که استقلال Esteghlal مالی داشته باشم به دستفروشی نوارهای مبتذل روی آوردم ولی این کار سود زیادی نداشت و از سوی دیگر هم از ترس پلیس، باید پنهانی این کار را انجام می دادم در همین روزها بود که به تعارف دوستانم در یک قهوه خانه برای اولین بار سیگار را لای انگشتانم گذاشتم!

دیگر پاتوقم همین قهوه خانه شده بود تا این که برای درآمد بیشتر به کارگری ساختمان روی آوردم. اما وقتی از سر کار باز می گشتم دوستانم مرا تشویق به مصرف تریاک می کردند تا به قول آن ها خستگی از بدنم بیرون برود. مدتی بعد زمانی به خود آمدم که دیگر به مواد مخدر آلوده شده بودم در همین روزها عاشق یکی از بستگانم شدم و برای آن که ماجرای اعتیادم در آزمایش های پیش از ازدواج لو نرود برای چند روز مصرف مواد را ترک کردم اما از روزی که مراسم عقدکنان برگزار شد دوباره به دعوت دوستانم مصرف مواد را شروع کردم این در حالی بود که در فروشگاه یکی از بستگانم مشغول به کار شده بودم ولی درآمدم کفاف مخارج اعتیادم را نمی داد.

با وسوسه های یکی از دوستانم سرقت از مغازه صاحبکارم را شروع کردم ولی چند ماه بعد او متوجه کسری حساب هایش شد و این گونه برای اولین بار راهی زندان شدم وقتی مدت محکومیتم به پایان رسید دوباره همان دوستان دور و برم را گرفتند به طوری که هفت سال از عمرم را در حالی پشت میله های زندان گذراندم و در این مدت شنیدم که زنم از شهرمان فرار کرده و معلوم نیست به چه کسی زندگی می کند و هنوز هم ردی از او پیدا نکرده ام. البته هر بار پس از آزادی Freedom دوباره به مصرف مواد و سرقت روی می آوردم این بار نیز به خاطر سرقت موتورسیکلت و قطعات خودرو دستگیر شدم 

 

انتهای پیام/

برچسب ها : جوان , نو عروس ,
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .