يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
بررسی ادله قائلین به عدم ماثور بودن دعای شریف "یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ"
یکی از ادله­ای که قائلین به عدم ماثور بودن دعای شریف "یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ" اقامه کرده­اند این است که عبارت "وَ آمَنُ سَخَطَهُ من كُلِّ شَرٍّ" بی معنا بوده و این را مستمسکی برای تخطئه­‌ی روایت شریف قرار داده‌­اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، یکی از اعمالی که بیش از هر چیزی در ماه رجب مورد اهتمام اهل بیت(ع) قرار گرفته است و مومنین و مومنات را نسبت به انجام آن مورد امر خود قرار داده­اند دعای شریف "یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ" می­باشد و بحمدالله مومنین ژرف اندیش سالیان مدیدی است که به مضامین عالی این دعای زیبا پِیْ برده و ارواح خود را بدان آرسته و می­آرایند.

به راستی ما انسان ها آنقدر در فقر معنوی به سر می­بریم که می­باید به هر طریقی و در هر قالبی که می­توانیم، خود را به معبود مهربانمان نزدیک کنیم و چه قالبی بهتر و سریع الوصول­تر از قالب­های ماثور و اعمال و ادعیه‌­ای که از جانب آن ذوات مقدسته علیهم السلام به خلق الله عنایت شده است!

از آنجایی که در برخی از محافل، سندیت این دعایِ مهم مورد ابهام قرار گرفته است و در نتیجه مومنین مشتاق را کمی نسبت به سندیت و صحت این دعای شریف در شکّ و شبهه قرار داده است تا آنجا که بعضی از محققین بزرگوار به عدم صحت این دعا و همچنین مخدوش بودن سند آن حکم کرده و فرموده‌­اند که این دعای زیبا و مهم باید ترک شود، بر آن شدیم تا مطالبی در مورد این دعای ماثور خدمت دوستاداران حقّ و حقیقت بیان کنیم؛ باشد که مرضی حضرت حجتf  قرار بگیرد.

همچنین صمیمانه از محضر عزیزان اهل علم استدعا دارم چنانچه بنا به هر نحوی ایرادی را متوجه عرائض این حقیر دانستند، متذکر شوند.

  • مطلب اول: متن حدیث.

دعای فوق در سه منبع مستحکم شیعی یعنی (کافی) (مصباح المتهجد) و (اقبال الاعمال) به چند صورت نقل شده است.

صورت اول/کافی:

عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي وَ جَهْمِ بْنِ أَبِي جَهْمَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ كَانَ يُعْرَفُ بِكُنْيَتِهِ قَالَ: ... يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِ‏ خَيْرٍ- وَ يَا مَنْ آمَنُ سَخَطَهُ‏ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ وَ يَا مَنْ يُعْطِي بِالْقَلِيلِ الْكَثِيرَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعِ خَيْرِ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَنِي وَ زِدْنِي مِنْ سَعَةِ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ.

صورت دوم/مصباح المتهجد:

رُوِيَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع رَوَى يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ الْكَاتِبُ الْأَنْبَارِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع قَالَ: ... یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ يَا مَنْ آمَنُ عُقُوبَتَهُ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ وَ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ وَ يَا مَنْ أَعْطَى الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ وَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ‏ وَ رَحْمَةً وَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِهِ تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ كَرَماً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ إِنِّي إِلَيْكَ رَاغِب‏ ...

صورت سوم/مصباح المتهجد:

رُوِيَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع رَوَى يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ الْكَاتِبُ الْأَنْبَارِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع قَالَ: ... يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرِ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ سُؤْلِي مِنْ‏ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا ذَا الْمَنِّ وَ لَا يُمَنُّ عَلَيْهِ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ النِّعَمِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي سُؤْلِي وَ اكْفِنِي جَمِيعَ الْمُهِمِّ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة ...

صورت چهارم/مصباح المتهجد:

رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: ... يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ‏ وَ رَحْمَةً يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ جُوداً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّهُمَا وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِكَ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ يَا ذَا الْمَنِّ فَلَا يُمَنُّ عَلَيْهِ يَا ذَا الْفَضْلِ وَ الْجُودِ وَ الْمَنِّ وَ النِّعَمِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي سُؤْلِي وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي ...

صورت پنجم/اقبال الاعمال:

و من الدعوات كل يوم من رجب ما ذكره الطرازي أيضا فقال دعاء علمه أبو عبد الله ع محمدا السجاد و هو محمد بن ذكوان يعرف بالسجاد قالوا سجد و بكا في سجوده حتى عمي.

أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبُرْسِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ شَيْبَانَ قَالَ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ الْقَاسِمِ الْعَلَوِيُّ الْعَبَّاسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عِمْرَانَ الْبَرْقِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدٍ السَّجَّادِ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا رَجَبٌ عَلِّمْنِي [فِيهِ‏] دُعَاءً يَنْفَعُنِي اللَّهُ بِهِ قَالَ فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اكْتُبْ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ وَ قُلْ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ رَجَبٍ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ فِي أَعْقَابِ صَلَوَاتِكَ فِي يَوْمِكَ وَ لَيْلَتِكَ يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ من [عِنْدَ] كُلِّ شَرٍّ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تُحَنُّناً مِنْهُ‏ وَ رَحْمَةً أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ [الخيرات‏] خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعَ خَيْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيَا وَ [جميع‏] شَرِّ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ قَالَ ثُمَّ مَدَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَدَهُ الْيُسْرَى فَقَبَضَ عَلَى لِحْيَتِهِ وَ دَعَا بِهَذَا الدُّعَاءِ وَ هُوَ يَلُوذُ بسباحته [بِسَبَّابَتِهِ‏] الْيُمْنَى ثُمَّ قَالَ بَعْدَ ذَلِكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ [شبابي و] شَيْبَتِي عَلَى النَّارِ …

  • تمام صور فوق تقریبا دارای یک مضمون واحد هستند اما ذآنچه امروز مورد توجه مومنین و مومنات است، حدیثی است که جناب سیّد سند ذکر فرموده است.

نکته مهم و قابل توجه، وحدت مضمون فوق در احادیث مختلف می­باشد که قوّت آن را تایید می­کند و آنچه برخی از محققین بزرگوار در عدیم النظیر بودن این دعای شریف و یافت نشدن مضمون آن در ادعیه و کتب دیگر بیان کرده­اند، باطل و ناصحیح است.

  • مطلب دوم: سند حدیث.

نکته: هیچگاه ضعف سند یک روایت موجب کنار گذاشتن آن روایت نمی­شود و هیچگاه مجهول الحال بودن یک راوی موجب بطلان یک سند و در نتیجه کنار گذاشتن یک حدیث نمی­شود.

احادیث اهل بیت(ع)  گرانبهاترین سرمایه­ای ما هستند.

یک حدیث نزد حضرت فاطمه زهرا(س)  معادل امام حسن و امام حسین (ع) است.

در حدیث است که روزی یکی از اصحاب نزد فاطمه (س) آمد و از ایشان تحفه­‌ای طلب نمود. حضرت (س) خادمه خود، جاریه را به دنبال رقعه‌­ای که درون صندوقچه‌­ای نگه­داری می­کردند، فرستاند. جاریه نتوانست آن را بیابد. حضرت خشمگین شده و فرمودند: (فَقَالَتْ: وَيْحَكِ اطْلُبِيهَا، فَإِنَّهَا تَعْدِلُ عِنْدِي حَسَناً وَ حُسَيْناً) یعنی: وای بر تو، برو و دنبال آن بگرد، زیرا آن نزد من معادل حسن و حسین است . و آن تحفه چیزی نبود جز یک حدیث از حضرت رسول(ص).

الله اکبر!

آری!

ارزش احادیث ما چنین است.

حال آیا هنر، در برخورد با احادیثی که مضمون آن­ها در روایات بسیار دیگری موجود است و هیچگونه تعارضی با کتاب و سنت ندارند و توسط بزرگانی چون، ثقة الاسلام کلینی، شیخ الطائفه طوسی و سیّد سند ابن طاووس نقل شده است، ردّ آن­هاست؟

آیا ارزش احادیث را سندهای آنها تعیین می­کند؟

آیا روایات بسیار زیادی نیستند که سند آن­ها مخدوش است در حالی که جزو اعتقادات لا ینفک ما شیعیان است؟

حال با حفظ این مقدمه عرض می­کنیم که آنچه به عنوان اشکال سندی در کنار گذاشتن این روایت مطرح شده است، مجهول الحال بودن شخصی است که نام او "محمد سَجّاد یا محمد بن ذكوان" می­باشد.

محمد سجّاد یا همان محمد بن ذکوان/زکوان شخصیتی است که مجهول الحال بودن آن تنها دلیل کنار گذاشتن چنین حدیث مهم و دعای زیبایی است.

بدانید که مجهول الحال بودن یک راوی هیچگاه به معنای کذّاب بودن یا جاعل بودن کسی نمی­شود.

مجهول الحال در علم الحدیث یعنی کسی که در وصف او هیچ چیزی نیامده است، نه از او تمجید و مدحی به عمل آمده و نه کسی او را جرح کرده است.

محققین بزرگواری که به راحتی این روایت مهم را کنار گذاشته‌­اند تنها یک مستمسک دارند و آن همین است که در کتب رجالی در مورد ایشان توضیحی وارد نشده است و به کلام آیت الله مامقانی استناد جسته­‌اند که فرموده است «ليس له ذكر فى كلمات اصحابنا الرّجاليّين» یعنی: در عباران عالمان علمِ رجالِ ما، ذکر و توصیفی در مورد او وارد نشده است.

البته که این سخن صحیح است اما هیچگاه یک عالم حدیث شناس بدلیل چنین عباراتی سند و سپس روایتی را تخطئه نمی­کند.

البته متاسفانه ادامه‌­ی کلام آیت الله مامقانی  را ذکر نکرده‌­اند که می­فرماید: «و قد وقع فى طريق السيّد رضىّ الدّين بن طاووس ره فى الإقبال فى سند لدعاء الرجبيّة الذى رواه عن محمّد بن‏ ذكوان‏ و قد ترضى السيّد ره عليه و اقلّ ما يفيد ذلك حسن حاله».

ایشان می­گوید: محمد بن ذکوان در طریق سیّد بن طاووس قرار گرفته است و سید بن طاووس با او موافق است و موافقت سیّد کمترین فائده‌­ای که دارد این است که محمد بن ذکوان حَسَنُ الحال است یعنی همین که جناب سیّد بن طاووس  حدیث ایشان را نقل می­کند برای ما کافی است در وثاقت این شخصیت.

علاوه بر این مطلب لقب این شخصیت بزرگوار (السجّاد = بسیار سجده کننده) بوده است و تمامی کتبی که نام او را ذکر کرده­اند گفته­‌اند که او به دلیل سجده­ای طولانی و بُکاء، چشم های خود را از دست داده و نابینا شد.

شاهد مهم:
جناب علامه­ی مجلسی
در کتاب شریف "زاد المعاد" صحت سند و مضمون روایت و دعای فوق را تایید کرده، می­فرماید:

وَ رُوِيَ بِسَنَدٍ مُعْتَبَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ ذَكْوَانَ قَالَ: ... يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ مِنْ كُلِّ شَرٍّ ...

علامه­ی مجلسی  که صحیح­ترین نسخ کتب روایی شیعه (نسخ بلاغ) نزد او بوده است، سند این روایت شریف را معتبر می­داند.

ایشان همچنین در کتاب شریف "بحار الانوار" همین روایت را نقل فرموده اند و آن را صحیح می­دانند.

همچنین علامه خوئی صاحب مهمترین شرح نهج البلاغه این روایت را ماثور و صحیح می­دانند و می­فرمایند «و تذكّرت دعاء كلّ يوم من رجب المرجّب المأثور عن الصادق عليه السّلام».

و در نهایت طبق آنچه بیان شد تمامی ادله­‌ی مطروح در طرح و تخطئه­‌ی حدیث فوق عقیم و فاقد اعتبار علمی است و به دلیل اشتراک مضمونی آن با روایات بسیار دیگر و صحتِ سندِ آن به تصدیق رجالی عظیم آیت الله مامقانی و علامه مجلسی، صحیح بوده و عمل به آن نیز مستحب می­باشد و موجبات رحمت الهیه را به همراه دارد؛ إن شاء الله عزّ و جلّ.

این دسته از محققین معنای عبارت فوق را چنین بیان کرده اند (و در امان می­باشم از سخط و عذاب خداوند در هر شرّ و عمل سوئی که از من سر می­زند) و گفته­اند که این معنا با اصول و عقائد مکتب حقه­ی شیعه در تضادّ بوده فلذا دعای فوق ماثور نمی­باشد و نباید به آن عمل شود.

به راستی اینگونه معنا کردن این فقره­‌ی شریفه تنها به دلیل دور بودن از اولیات قواعد عربیت و ادبیات عرب می­باشد.

و اما معنای زیبای این فقره:

اشتباه بزرگی که عده‌­ی قلیلی از مترجمین مرتکب آن شده­اند این است که فقره­‌ی فوق را بدون در نظر گرفتن عبارت قبل از آن ترجمه کرده­اند.

در اول دعا، داعی می­گوید: یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ.

برای معنای این فقره باید یک نکته­‌ی مهم را متذکر شویم:
فعل (أرجو = می­خواهم) متعدی است و نیازی به حرف جر ندارد؛ مانند آیه شریفه: (فَمَنْ كانَ‏ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً.[1]
یعنی: پس هر کسی لِقاء و دیدار پروردگارش را می­خواهد، پس قطعا باید عمل صالح انجام دهد.

همانطور که مشاهده می­کنید در دعای "یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ" علاوه بر مفعول به فعل (أرجو) که ضمیر (ه) باشد عبارت "لِکُلِّ خَیْرٍ" نیز آمده است که این اتفاق را "تضمین" می­گویند.

تضمین این است که یک فعل در حال واحد به جای یک معنای معمول آن معنای دیگری هم افاده می­کند.

مثلا در نماز می­گوییم (سَمِعَ اللهُ لِـمَن حَمِدَه).
چرا نمی­گوییم: (سَمِعَ اللهُ مَن حَمِدَه) به معنای: خداوند می­شنود کسی را که او را حمد کند.

اما در عبارت (سَمِعَ اللهُ لِـمَن حَمِدَه)، (لام) قبل از (مِن) آمده است. اگر ما ندانیم که تضمین چیست معنای این جمله را چنین بیان خواهیم کرد (خداوند می­شنود برای کسی را که او را حمد کند)؛ اما آیا این معنا صحیح است؟
قطعا خیر!!
بلکه این اتفاق از باب تضمین است؛ یعنی این (لام) که قبل از (مِن) آمده است برای فعل (سَمِعَ) نمی­باشد بلکه متعلق به فعل دیگری است و آن (یستجیب = استجابت می­کند) می­باشد.

ازینرو جمله‌­ی (سَمِعَ اللهُ لِـمَن حَمِدَه) در واقع (سَمِعَ اللهُ مَن حَمِدَه و یستجیب لِـه) یعنی (خداوند می­شنود کسی را که او را حمد کند و دعاهایش را مستجاب می­کند.)

در بحث مذکور نیز تضمین رُخ داده است. زیرا معنای (یا مَنْ أَرْجُوهُ لِـکُلِّ خَیْرٍ) بدون (لام) کامل خواهد؛ یعنی: (ای کسی که از او می­خواهم همه­ی خوبی ها را). حال اگر بخواهیم عبارت فوق را با (لام) معنا کنیم، خواهیم دید که معنایش صحیح نخواهد بود؛ یعنی: (ای کسی که او را می­خواهم برای همه‌­ی خوبی)!!!

ازینرو در عبارت فوق تضمین رُخ داده است و فعل (أرجو) علاوه بر معنای خود، معنای (دعا) را نیز افاده می­کند و فعل (دعا) با (لام) استعمال می­شود؛ مانند: إِذا دَعاكُمْ‏ لِـما يُحْيِيكُمْ‏[1].فلذا معنای فقره­‌ی "یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ" این خواهد بود :ای  کسی که از او همه ی خوبی ها را می­خواهم در حالی که طالب خودش هستم ...

با حفظ این معنا، که معنای دقیق عبارت فوق می­باشد به تبیین معنای فقره‌­ی "وَ آمَنُ سَخَطَهُ من كُلِّ شَرٍّ" می­پردازیم.

داعی با خواندن این عبارت می­خواهد بگوید که (ای خدایی که من طالب تو هستم ... از تو همه­‌ی خوبی­ها را می­خواهم و همچنین از تو امن و امان از عذابت را وقتی مرتکب شرّ و بدی می­شوم، خواستارم) نه آنچه برخی بیان کردند.

و اما توجیه اعرابی این فقره:
این جمله در واقع چنین بوده است: "یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ أَنْ آمَن سَخَطَهُ من كُلِّ شَرٍّ"

أن یعنی (اینکه) فلذا معنای تحت اللفظیِ عبارت فوق این چنین است:

"یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ أَنْ آمَن سَخَطَهُ من كُلِّ شَرٍّ"

ای کسی که من طالبش هستم و از او همه­‌ی خوبی­ها را می­خواهم و اینکه در امان باشم از عذابش هنگام ارتکاب همه­‌ی بدی ها).

اما در واقع این (أن) حذف شده است  و حذف آن از اول فعل مضارع در جمله­ی معطوف بسیار است مانند ضرب المثل عرب که می­­گوید: «تسمع‏ بالمعيديّ‏ خير من أن تراه»

این ضرب المثل یعنی (صدای دُهُل شنیدن از دور خوش است) و معنای تحت اللفظی آن این چنین است: [اینکه] بشنوی دهل را بهتر است از اینکه آن را ببینی.

در واقع ضرب المثل عربی فوق چنین بوده است «أن تسمع‏ بالمعيديّ‏ خير من أن تراه»، ولیکن به دلیل کثرت این حذف در زبان عربی، عرب در اکثر مواقع آن را حذف می­کند و همینطور که مشاهده می­کنید از عبارت فوق نیز حذف شده است.[1]

بزرگان عربیت نیز به این نکته اشاره کرده و گفته اند:

ابن مالک: و قد تحذف «أن» قبل المضارع في غير المواضع فتلغى غالبا كقولهم: «تسمع‏ بالمعيديّ‏ خير من أن تراه».

یعنی: گاهی اوقات (أن) قبل از فعل مضارع حذف می­شود و دیگر عمل هم نمی­کند مانند کلام عرب: «تسمع‏ بالمعيديّ‏ خير من أن تراه».[2]

در نتیجه:
آنچه از برای تضعیف این روایت شریفه توسط برخی از محققین عزیز بیان شد، ناصحیح است و دعای شریف (یا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ) از هرگونه خلل معنوی و محتوایی مُبَرّاء می­باشد زیرا این روایت مقطوع الصدور از جانب اهل البیت علیهم السلام است.



   سید محمد محسن موسوی

انتهای پیام/

برچسب ها : دعای شریف
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .