يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
رقص شمشیرهایی که سیل خون راه می اندازند+ عکس
قم فردا: خدایا اگر غم مظلومیت کودکان یمن و همه کودکانی که زیر آتش حامیان کدخدا تکه تکه می شوند من و بقیه را آشفته نکند به گلوی علی اصغرات سوگند هرچه که سینه زدیم و گریستیم دروغی بیش نبوده، خدایا باور نکن این گریه های زیر علم حسین ات را اگر برای سیم و زر دنیایی که نامش را تحریم گذاشتیم دست سوی کدخدا دراز کنیم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، خدایا چگونه فریاد نزنم... بغض گلویم را گرفته؛ چگونه مویه نکنم؛ چگونه غم درونم را فریاد نزدم تا گوش فلک را کر کند خدایا تو خود میدانی و می بینی سکوت مرگبار مدعیان حقوق بشر را که با دیدن تن های چاک چاک و زخم های جانسوز کودکان سرزمین یمن  ککشان هم نمیگزد .

خدایا چگونه چشمان مظلوم وم معصوم کودکان یمن را که در خون و بهت فر رفته است را ببینم و بغض و نفرت وجودم را پر نکند، خدای بغض و نفرت من از آن نفرت هایی نیست که تو بد می ینداریش بغض من از آن روی  است که سالها زیر علم حسین بن علی(ع) برای خون به نا حق ریخته گلوی کوچک علی اصغر تشنه لب، خون گریه کرده است و فریاد زده  ای  کاش عاشورا در کربلا بودم خدای امروز هم عاشوراست و کربلا باز هم علمدار با غیرت داریم نامشان مدافع حرم است اما هنوز انسانیت بسیاری از بندگانت لَنگ می زند

خدایا اگر غم مظلومیت کودکان یمن و همه کودکانی که زیر آتش حامیان کدخدا تکه تکه می شوند من و بقیه را آشفته نکند به گلوی علی اصغرات سوگند هرچه که سینه زدیم و گریستیم دروغی بیش نبوده، خدایا باور نکن این گریه های زیر علم حسین ات را اگر برای سیم و زر دنیایی که نامش را تحریم گذاشتیم دست سوی کدخدا دراز کنیم

خدایا دردم را می خواهم به تو بگویم از دست همه آنهایی که می بینند و سکوت می کنند خدای من در خلفت این انسان مانده ام که کور شده است و نمی بیند کودک بی گناه یمنی تکه تکه شده کاش جرم این کودک را بگویند به کدامین گناه باید این چنین تن کوچک و نحیفش چاک چال شود  خدایا مگر نمی دانند آنها  فقط کودک بودند سیاست را نمی دانستند جنگ را نمی دانستند.

 خدایا باب صحبتم از مسلمانی نیست که مسلمانانت که خانه ات را اداره می کنند بویی از مسلمانی نبرده اند و روی خون این کودکان رقص شمشیر می کنند خدایا باورت می شود کشورهایی که نام خود را اسلامی گذاشته اند هم سکوت کردند من که باور نمی کنم، خدایا روی سخنم انسانیت است این دردش بیشتر است چون به ظاهر همه انسان هستند.

گاهی از درد نان ناله می کنیم و می گویم کدخدا!!! خدایا نفرین بر این کدخدا و حامیانش که خون جاری شده زخم های کودکان بی گناه را نمی بینند  

 خدایا علی اصغر کوچک  حسین ات تشنه بود، گرسنه بود و خونش با تیر سه شعبه نه بر زمین که بر آسمانت ریخت و سرخی شفق شد امروز باز هم آسمانت شفق می شود کودکان یمن گرسنه اند تشنه اند و با گلوله های آل سعود همان گاو شیرده کدخدا خونشان ریخته می شود و هنوز عده ای می گویند کاش در کربلا بودیم.

نمی دانم  کدام کربلا را می گویند؟ اما می دانم چه خوش گفت سید شهیدان اهل قلم که "کربلا را تو مپندار که شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نام‌ها، نه؛ کربلا حرم حق است و هيچ‌کس را جز ياران امام حسين(ع) راهي به‌سوي حقيقت نيست."

کودک یمنی نمی دانم در آن لحظه که سوار بر اتوبوس مرگ شدی تا دوره تابستانه ات را با دوستانت سپری کنی چقدر خوشحال بودی و با دوستانت شاد بودی، اما میدانم  صدای خنده ات برای همیشه خاموش شد می دانم این شادی تو کوتاه بود به اندازه کوتاهی فاصله "حقیقت" و "بمب" بمبی که بر سر تو و همه انسانیت آوار شد اما صدای فریاد و ضجه ات در گوش تاریخ خواهد ماند، تصور لحظه انفجار اتوبوسی حامل کودکان معصوم، کدام انسان را آرام می گذارد هر که آرام باشد انسان نیست

راستی پدر و مادرت را دیدم که بالای پیکر غرق در خون تو مات و مبهوت بودند نمی دانم در آن لحظه مادرت به چی می اندیشید شاید از خدا می خواست کاش او جای تو غرق در خون می شد آخر او یک مادر است یک مادر؛ و شاید پدرت می اندیشدید که ای کاش آنقدر قدرت داشت تا بادستانش جلوی آن بمب هایی که بر سر تو آوار شد را می گرفت آخر او یک پدر است یک پدر؛ اما می دانم دنیا برای پدر و مادرت تمام شد ...

 مرضیه مهدیلو

انتهای پیام/

 

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .