چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷
همراه با عید بزرگ مباهله/
تا خاطره «مُباهله» گُم نشود ... پیوسته، سخن، سخن، سخن باید گفت
امروز سالروز عید بزرگ مباهله، روز دیگری برای اثبات حقانیت اسلام و اهل بیت نبوی (ص) است؛ عیدی که متأسفانه کمتر از آن سخن به میان می آید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،  ۲۴ ذیحجه سال دهم هجری بود که خداوند بر اساس آیه شریفه ۶۱ سوره مبارکه آل عمران، به پیامبرش دستور داد تا سران مسیحی نجران را به مباهله فرا خوانَد.

دستور الهی از سوی پیامبر اعظم (ص) اطاعت شد و وقتی مسیحیان، پنج تن آل عبا را در کمال سادگی در مباهله حاضر دیدند، متوجه شدند که این هماوردطلبی، سرانجامی جز شکست برای آنان به همراه ندارد؛ این بود که از مباهله انصراف دادند تا سند دیگری بر حقانیت اسلام رونمایی شود.

ضرورت سخن گفتن از مباهله برای فراموش نشدن این واقعه مهم، نکته برجسته شعر احد ده بزرگی درباره این واقعه حیرت انگیز است:

شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت

از فاطمه و اباالحسن باید گفت

تا خاطره ی مباهله گم نشود

پیوسته، سخن، سخن، سخن باید گفت

آیات چو آفتاب از خاور نور

نازل شده بر سینه پیغمبر نور

ابناء و نساء و انفس اقدس حق

یعنی حسنین و علی و کوثر نور

آن پنج وجود صاحب عصمت حق

یعنی همه عصاره ی خلقت حق

کردند فنا بنای اسقف بازی

با هیمنه ی شگفت و با هیبت حق

او در ادامه با اشاره به حدیث قدسی حضرت حق درباره حضرت محمد مصطفی «لَولاک لَما خَلقتُ الافلاک/ اگر تو نبودی، افلاک را نمی آفریدم» می سراید:

مهری که به شأنش آمد از حق، «لولاک»

روشن شده از جلوه ی رویَش، افلاک

با یک زن و یک مرد و دو کودک آمد

تا ریشه ی تثلیث برآرد از خاک

دُردی کش جام درد باید بودن

آگاه دل از نبرد باید بودن

چون شیر خدا حقیقت حق محور

در جنگ عقیده مرد باید بودن

آن روز دو صف مقابل هم بودند

تحلیلگر دلایل هم بودند

آن سو همه در تجزیه ی یکدیگر

این سوی ولی، مکمل هم بودند

فرمانده ی جنگ، مصطفی بود آنروز

سردار سپاه، مرتضی بود آن روز

لشکر، حسنین و فاطمه، پشتیبان

در عرصه، سلاحشان دعا بود آن روز

آن روز نه سنگ و چوب و نه سنگر بود

نه نیزه ی جان شکار و نه خنجر بود

پیروزی پنج تن به اهل نجران

از باور بالنده ی بارآور بود

با ذکر عَلَی الدّوام، آن پنج نفر

کردند به پا قیام، آن پنج نفر

با باور خود به مشرکین حجت را

کردند به حق تمام، آن پنج نفر

فرمود نبی، علی ولی الله است

خورشید ولایت و دلیلِ راه است

زهراست دل من و حسن، دلبندم

عشق است، حسین و عشق حق دلخواه است

مهر آمد و پشت شب بیداد شکست

اندیشه تثلیثی شیّاد شکست

هنگام مباهله ز اِعجاز رسول

هم اسقف و هم صلیب فولاد شکست

اسقف که گل روی محمد را دید

افتاد صلیبش از کف و جامه درید

گفتا که به حق و راستی در انجیل

حق کرده وجود اقدست را تایید.

اینچنین است که این واقعه مهم تاریخی، دستمایه تعدادی از شاعران آئینی قرار گرفته که استاد پیشکسوت شعر آئینی قم یعنی غلامرضا سازگار متخلص به «میثم» یکی دیگر از آنان است:

وضو بگیرم در حال روزه با تکبیر
کنم مباهله با دشمنان حی قدیر
زبان حق شَوَم و آیه مباهله را 
به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر 
ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه 
به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر
محمد و علی و فاطمه، حسین و حسن
که پنج در عددند و یکی چو حی قدیر
پی مباهله کردند روی در صحرا
یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر
فتاد چشم نصارا به آن خدارویان
که نور طلعتشان گشته بود عالمگیر
مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند
که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر
همه به خاک قدوم پیمبر افتادند
که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر
به حضرت تو نصارا تمام تسلیم اند
که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر
هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی
که می کنند در این آیه حیله و تزویر
کنند فضل علی را به دشمنی انکار
خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر
چرا شدند فراری از این حقیقت محض
چرا به سلسله ی نفس خود شدند اسیر
قسم به جان علی منکر مباهله را
خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر
گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید
کجا به تابش انوار آن کند تأثیر
فضائل علی از حد بود فزون چه زیان
که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

اکنون شعری از مطهره عباسیان را به تماشا می نشینیم.

این بانوی شاعر در ابیاتی با اشاره به همان آیه شریفه اشاره شده یعنی « فَمَن حاجّک فیه مِن بَعدِ ما جاءَک مِن العلم فَقُل تَعالَوا ...» چنین می سراید:

قرار شد دو طرف تن به احتجاج دهند
که دین مردم خود را مگر رواج دهند

قرار شد همگی با کسان خود باشند
مگر علاج به یک زخم لاعلاج دهند

نبرد شک و یقین بود و باز، اهل یقین 
بنا نبود به اهل لجاج باج دهند

به حکم امر «تعالوا ...» قرار بود آن روز
مسیحیان همه پایان به یک لجاج دهند

و در قبال تمام مخالفتهاشان
به رسم روز، به اهل یقین خراج دهند

شعاع نور حقیقت به هر طرف می‌ رفت
که از حجاز به نجرانیان سراج دهند

جهان به نور تو وابسته است، ای خورشید
خوشا که با «تو» به اهلِ تو تخت و تاج دهند

و اما اکبر بهداد با تخلص «طبیب»، شاعر دیگری است که درباره این مناسبت شگرف و تاریخی شعر دارد که بخشی از آن پایان بخش این گفتار است.

او در این ابیات و با اشاره به تعبیر «انفسنا» در آیه شریفه اشاره شده برای حضرت امیرالمومنین (ع)، آن حضرت را «جان حضرت مصطفی» می خوانَد و می آورد:

بعد پیغمبر علی مرتضاست

جانشین و همچو جان مصطفاست

فاطمه خَیرُ نساء العالمین

فاطمه نور سماوات و زمین

مقتدای او پسر عمش علی ست

تا قیامت مرتضی بر حق ولی ست

آیت حق اهل بیت مصطفاست

مستجاب الدّعوه ی ارض و سماست.

 

انتهای پیام/

 

برچسب ها : عید بزرگ مباهله
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .