پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷
همراه با کاروان عشق (4)
آری تو «حرّ»ی؛ همچنان که مادرت گفت ...
روضه های ماه محرم در شب و روز چهارم این ماه به مظلومیت های حضرت حرّ، دو طفلان مسلم و همچنین فرزندان شهید حضرت زینب علیهم السلام می پردازد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،   مرسوم است که واعظان و مادحان اهل بیت علیهم السلام در شب و روز چهارم این ماه، روضه حضرت حر سلام الله علیه و فرزندان شهید حضرت زینب و همچنین دوطفلان مسلم علیهم السلام را می خوانند.

یکی از این روضه های منظوم را استاد غلامرضا سازگار از زبان حضرت سیدالشهداء علیه السلام و برای حضرت حرّ سلام الله علیه سروده است:

ای حر تو از این پیشتر بودی حسینی

حتی تو در صُلب پدر بودی حسینی

دیشب دعا کردم کـه پیش ما بیایی

آخر تو نه حرّ یزیدی؛ حرّ مایی

پیش از ولادت، ما دل ات را بُرده بودیم

بر تو بشارت از بهشت آورده بودیم 

در کوثر رحمت شناور گشتی ای حر

زهرا دعایت کرد تا برگشتی ای حر

ما بر گنهکاران درِ رحمت گشودیم

روزی که تو با ما نبودی، با تو بودیم

با دست عفو خود به پای ات گُل فشاندیم

تو دوستی، ما دشمن خود را نراندیم

با ما شدی دیگر ز خود، خود را رها کن

خون گلویت را نثار خاک ما کن

هرچند بد کردی، خریدارت منم من

در این جهان و آن جهان یارت منم من

تو خار، نه! تو شاخه یاس من استی 

تو حرّ عاصی نه! تو عباس من استی 

تو جان‌ نثار عترت پیغمبر استی

در چشم من دیگر علی اکبر استی 

امروز، دیگر ما تو هستیم و تو مایی 

تنها نه در مایی؛ در آغوش خدایی 

گفتم برو! مادر بگرید در عزایت

مادر نه! من می‌گریم امروز از برایت 

وصف تو را باید کنار پیکرت گفت

آری تو حرّی همچنان که مادرت گفت

و اما یکی دیگر از شاعران اهل دیار حضرت کریمه اهل بیت سلام الله علیها، که در اشعار خود به این مناسبت‌ های سوزناک اشاره داشته است، سیدحمیدرضا برقعی است.

او در شعر خود، دو فرزند حضرت زینب سلام الله علیها را در کربلا، به دو تیر آخر ترکش آن حضرت در دفاع از امام و برادر خود تشبیه می‌کند و می‌سراید:

قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش

یک دم سپر شوند برای برادرش

خون عقاب در جگر شیرشان پر است

از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش

این دو ز کودکی فقط آئینه دیده‌اند

آئینه‌ای که آه نسازد مکدرش

واحیرتا که این دو جوانان زینب‌اند

یا ایستاده تیر دو سر در برابرش؟

با جان و دل دو پاره جگر وقف می‌کند

یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش

یک دست، گرم اشک گرفتن ز چشمهاش

مشغول عطر و شانه‌ زدن دست دیگرش

چون تکیه‌گاه اهل حرم بود و کوه صبر

چشمش گدازه ریخت، ولی زیر معجرش

زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت

تا که خدا نکرده مبادا برادرش ...

زینب‌‌ همان شکوه که ناموس غیرت است

زینب که در مدینه قرق بود معبرش

زینب‌‌ همان که فاطمه از هر نظر شده است

از بس که رفته این همه این زن به مادرش

زینب‌‌ همان که زینت بابای خویش بود

در کربلا شدند پسرهاش، زیورش.

و اما سیدمحمدرضا شرافت نیز شاعر دیگری از دیار قم است که در وصف دو فرزند بزرگوار حضرت زینب سلام الله علیها و با اشاره به ضرب المثل «رفتن بچه حلال‌زاده به دایی خود» چنین می‌آورد:

بالی گشوده است و چنان پیش می‌رود

کز حد کودکانه خود بیش می‌رود

اصلاً عجیب نیست که غوغا به پا کند

آری حلال‌زاده، به دایی‌اش می‌رود

موج حماسه است که در قلب دشمنش

با هر قدم تلاطم تشویش می‌رود

مادر دلش گرفته ازین خاک کوفه وار

از بس که او شبیه علی پیش می‌رود

لبخند بر لبش تن او غرق خون شده

امضا شده ست برگ رهایی‌اش می‌رود.

و پایان بخش این روضه منظوم هم، ابیاتی از شعر بلند علی اکبر لطیفیان درباره دو طفلان مسلم است:

دلم مبتلای یتیمان مسلم
سرم خاک پای یتیمان مسلم
که هستم گدای یتیمان مسلم

یتیم و وحید و فرید و اسیرند
دو تا مستجار و دو تا مستجیرند

دوتا مثل چشمه دو تا مثل آب و ...
دو تا ماهتاب و دو تا آفتاب و ...
دو تا یوسفِ رفته زیر نقاب و ...

دو صاحب کرامت، دو صاحب مدارج
دو باب العنایت، دو باب الحوائج.

 

 

انتهای پیام/

 

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .