دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷
همراه با کاروان عشق (5)
«زُهیر» باش دلم؛ تا به کربلا برسی ...
روضه های ماه محرم در شب و روز پنجم این ماه به مظلومیت های اصحاب و یاران باوفای امام حسین علیهم السلام و همچنین حضرت عبدالله بن الحسن، یادگار نوجوان امام حسن مجتبی علیه السلام می پردازد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، مرسوم است که واعظان و مادحان اهل بیت علیهم السلام در شب و روز پنجم این ماه، روضه اصحاب و یاران باوفای امام حسین علیهم السلام و همچنین حضرت عبدالله بن الحسن، یادگار نوجوان امام حسن مجتبی علیه السلام را می خوانند.

آن چه در ادامه می آید؛ بحری است از استاد غلامرضا سازگار درباره مسن ترین یار وفادار امام حسین علیه السلام یعنی حضرت حبیب ابن مظاهر علیه السلام:

ظهر عاشور به میدان بلا، معرکه ی کرب و بلا، گشت یکی پیر جوانمرد، رُخ اش بر همه ظاهر، پسر پاک مظاهر، عاشقی طیّب و طاهر، که به کف تیغ و به پیکر زرهش بود، به پیری چو یکی کوه، بدان همّت نستوه، ندا داد بر آن لشکر خونخوار، که ای قوم خطاکار، شمایید همه پَست و ستمکار، منم عاشق آن سَیّد ابرار، که بوسیده سراپای ورا احمد مختار، حسین آنکه کند یاری احکام خدا را.

من آن یار غریبم/ حبیبم حبیبم

 من حبیبم که حسین ابن علی، داده ز لطف و کَرَم اش اذن جهادم، پیرم اما چو یکی شیر ژیانم، که قوی تر ز جوانم، عاشقم عاشق آن فخر زمانم، به تولّای حسین آمده ام، سینه به آتش زده ام، پیر منم، شیر منم، عاشق شمشیر منم، این من و این جان و تنم، تیغ کشید از کمر و داد ندای ظفر و ریخت تن و دست و سر و خصم روان در سقر نار شد و کُشت بسی قوم دغا را.

 من آن یار غریبم / حبیبم حبیبم

ناگهان قامت آن ماه جبین، گشت ز بیداد عدو، نقش زمین، گشت فدای ره دین، تاخت حسین ابن علی، جانب میدان و گرفت از ره احسان، سر آن پیر سرافراز به دامان، روح آن حافظ قرآن، به حضور پسر فاطمه، پرواز سوی دار بقا کرد، به عهدش چه وفا کرد، سر و جان را به ره دوست فدا کرد و ، در آن قلزم خون دید خدا را.

من آن یار غریبم / حبیبم حبیبم.

و اینک شعری از مریم سقلاطونی را به تماشا می نشینیم؛ ابیاتی که درباره حضرت زهیر بن قین علیه السلام، یکی دیگر از شهدای کربلاست:

زهیر باش دلم! تا به کربلا برسی

به کاروان شهیدان نینوا برسی

امام پیک فرستاده در پی ات ... برخیز!

در انتظار جوابت نشسته ... تا برسی

چه شام باشی و کوفه ... چه کربلا ای دل!

مقیم عشق که باشی ... به مقتدا برسی

زهیر باش! بزن خیمه در جوار امام

که عاشقانه به آن متن ماجرا برسی

مرید حضرت ارباب باش و عاشق باش!

که در مقام ارادت به مدعا برسی

تمام خاک جهان کربلاست ... پس بشتاب

درست در وسط آتش بلا برسی

زهیر باش دلم! با یزید نفس بجنگ

که تا به اجر شهیدان نینوا برسی.

و پایان بخش این روضه منظوم، ابیاتی از رضا باقریان درباره یادگار امام مجتبی علیه السلام در کربلاست؛ یعنی حضرت نوجوان، عبدالله بن الحسن علیه السلام که در راه دفاع از امام خویش، جان را فدا کرد و چنین ندا سر داد:

 از نسل حیدرم، حسنی زاده ام عمو
از کوچکی به دست تو دلداده ام عمو
با سن و سال کوچکم آماده ام عمو
افتاده ای زمین و من افتاده ام عمو
حالا زمان مردی و پیکارم آمده
بابایم از مدینه به دیدارم آمده
کشته شدن به راه تو باشد سعادتم
چشم انتظار لحظه پاک شهادتم
من هم مدافع حرمم، از ارادتم
هوهوی ذوالفقار من اوج عبادتم
ابن الحسن فدای جراحات پیکرت
من مرده ام مگر که بیفتد ز تن سرت
دیدم بریده شد نفسِ ربّنایِ تو
در زیر دست و پاست عمو دست و پای تو
می آمد از اَواخرِ مقتل صدای تو
از خیمه آمدم که بمیرم برای تو
خوردم قسم به فاطمه، تا زنده ام عمو
با سنّ کم برای تو رزمنده ام عمو
هرطور شد دویدم و بی حال دیدمت
در زیر چکمه ها چه بد اقبال دیدمت
اصلاً تو را بدون پر و بال دیدمت
وقتی رسیدم، در تهِ گودال دیدمت
دیدم که شمر روی تن ات راه می ‌رود
دارد نفس ز سینه ی تو آه، می رود
دستم اگر شکسته، فدایِ سرِ شما
این حنجرم فدای علی اصغرِ شما
امروز که فتادم عمو در برِ شما
شد زنده روضه های غمِ مادر شما
از مادرت شکست اگر پهلو ای عمو
از من بریده شد به ره ات بازو ای عمو.

 

انتهای پیام/

 

برچسب ها : محرم الحرام
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .