يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
همراه با کاروان عشق (7)
تیری رسید و صحبت او ناتمام ماند ...
روضه های ماه محرم در شب و روز هفتم این ماه به مظلومیت های حضرت باب الحوائج الی الله، علی اصغر امام حسین علیه السلام می پردازد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، مرسوم است که واعظان و مادحان اهل بیت علیهم السلام در شب و روز هفتم این ماه، روضه نوزاد شش ماهه خاندان ولایت، یعنی حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند.

بسیاری از این روضه ها البته از زبان امام حسین علیه السلام و حضرت رباب سلام الله علیها خوانده می شود که از آن جمله می توان به این روضه منظوم از سید محمد جوادی اشاره کرد:

خندیدی و شکستم و عالم خراب شد
سهم تمام ثانیه‌ها اضطراب شد

تیری رسید و صحبت من ناتمام ماند
گفتم که آب؛ تیر برایم جواب شد

تیری رسید حنجرت آتش گرفت و بعد
از آتش گلوی تو قلبم کباب شد

تصویر حلق پاره‌ات ای کودک شهید
در چشم‌های دخترکی تشنه قاب شد

آنجا که موج‌موج دل آب سنگ شد
آنجا که فوج‌فوج دل سنگ آب شد

تیری رسید و هستی من را به باد داد
آهنگ من بریده بریده «رباب» شد.

و این هم روضه ای دیگر از سید حمیدرضا برقعی که از مظلومیت های آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام پس از شهادت همه یاران و اصحاب باوفایش می گوید؛ همان زمان که عَلَم خاندان رسالت توسط نوگلی شش ماهه برداشته شد:

 بست بر روی سر عمامه پیغمبر را
رفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را

من به مهمانی تان سوی شما آمده‌ام
یادتان نیست نوشتید بیا؟ آمده‌ام

ننوشتید بیا کوه فراهم کردیم؟
پشت تو لشکر انبوه فراهم کردیم

ننوشتید زمین ها همه حاصلخیزند؟
باغ هامان همه دور از نفس پاییزند

ننوشتید که ما در دلمان غم داریم؟
در فراوانی این فصل تو را کم داریم

ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه؟
نامه نامه لک لبیک ابا عبدالله

حرف هاتان همه از ریشه و بُن و باطل بود
چشمه هاتان همگی از ده بالا گِل بود

باز در آینه، کوفی صفتان رخ دادند
آیه‌ها را همه با هلهله پاسخ دادند

نیست از چهره آیینه کسی شرمنده
که شکم ها همه از مال حرام آکنده

بی‌گمان در صدف خالی‌شان درّی نیست
بین این لشکر وامانده دگر حرّی نیست

بی وفایی به رگ و ریشه آن مردم بود
قیمت یوسف زهرا دو سه مَن گندم بود

آی مردم پسر فاطمه یاری می‌خواست
فقط از آن همه یک پاسخ آری می‌خواست

چه بگویم به شما هست زبانم قاصر
دشت لبریز شد از جمله هل من ناصر

در سکوتی که همه مُلک عدم را برداشت
ناگهان کودک شش ماهه علم را برداشت

همه دیدند که در دشت هماوردی نیست
غیر آن کودک گهواره نشین مردی نیست

آیه آیه رجز گریه تلاوت می کرد
با همان گریه خود غسل شهادت می کرد

گاه در معرکه آن کار دگر باید کرد
گریه برنده تر از تیغ عمل خواهد کرد

عمق این مرثیه را مشک و علم می دانند
داستان را همه اهل حرم می دانند

بعد عباس دگر آب سراب است سراب..
غیر آن اشک که در چشم رباب است رباب…

مرغِ در بین قفس این در و آن در می‌زد
هی از این خیمه به آن خیمه زنی سر می زد

آه بانو چه کسی حال تو را می فهمد؟
علی از فرط عطش سوخت، خدا می فهمد

می رسد ناله آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد: پسرم لالایی

کمی آرام که صحرا پر گرگ است علی
و خدای من و تو نیز بزرگ است علی

کودک من به سلامت سفرت، آهسته
می‌روی زیر عبای پدرت آهسته

پسرم می روی آرام و پر از واهمه‌ام
بیشتر دل نگران پسر فاطمه ام

پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین بن علی کم نشود

تیر حس کردی اگر سوی پدر می‌آید
کار از دست تو از حلق تو بر می‌آید

خطری بود اگر، چاره خودت پیدا کن
قد بکش حنجره‌ات را سپر بابا کن.

و پایان بخش این گفتار ابیاتی از عارفه دهقانی ست؛ شاعره ای که اجابت ندای هل من ناصر و هم من معین حضرت سیدالشهداء علیه السلام توسط حضرت علی اصغر علیه السلام را به نظم کشیده است:

«هَل من مُعین...» شنیدی و ابیات ناب را
دادی به شیوه ی خودت آخر جواب را

اذن شهادت است در اعماق گریه ات
تنها به این بهانه طلب کردی آب را

مردی شدی برای خودت روی دست من!
دشمن شناخت  زبده ترین  هم رکاب  را

گردن گرفته ای دگر ای نور چشم من!
ای کاش حرمله نزند آفتاب را!

چشم تو باز مانده شبیه لبت علی!
لالاییِ سه شعبه  گرفت از تو خواب را!

قنداقه دست و پای تو را سخت بسته است
زیر عبا ادامه بده پیچ و تاب را

هرجای خیمه گاه، نگاهِ رباب هست!
خواهر! بیا ببر تو ازینجا رباب را.

 

انتهای پیام/

 

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .